X
تبلیغات
۩ کبوتران خونین بال روستای سینقان ۩

۩ کبوتران خونین بال روستای سینقان ۩

این شهدا زنده هستند و در پیش خدای تبارک و تعالی "عند ربهم یرزقون" اند...حضرت امام خمینی (ره)

بزرگ مرد تاريخ

پيوند ها
 
لوگوي دوستان
گنجينه احاديث

جستجو گر گوگل


زیر باران دوشنبه بعد از ظهر

اتفاقی مقابلم رخ داد

وسط کوچه ناگهان دیدم

زن همسایه بر زمین افتاد

سیب ها روی خاک غلطیدند

چادرش در میان گرد وغبار

قبلا این صحنه را...نمی دانم

در من انگار می شود تکرار

آه سردی کشید،حس کردم

کوچه آتش گرفت از این آه

و سراسیمه گریه در گریه

پسر کوچکش رسید از راه

گفت:آرام باش! چیزی نیست

به گمانم فقط کمی کمرم....

دست من را بگیر،گریه نکن

مرد گریه نمی کند پسرم

چادرش را تکاند، با سختی

یا علی گفت و از زمین پا شد

پیش چشمان بی تفاوت ما

ناله هایش فقط تماشا شد

صبح فردا به مادرم گفتم

گوش کن ! این صدای روضهء کیست

طرف کوچه رفتم و دیدم

در ودیوار خانه ای مشکی است

با خودم فکر می کنم حالا

کوچه ی ما چقدر تاریک است

گریه،مادر،دوشنبه،در،کوچه

راستی! فاطمیه نزدیک است


   نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1392  توسط خادمين شهدا 









این عید، به نورِ فاطمیه زیباست...

روزیِ تمامِ سالِ من با زهراست...


با بردنِ نامِ فاطمه فهمیدم...


سالی که نکوست، از بهارش پیداست...


   نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1392  توسط خادمين شهدا 



موضوع:

جانم به فدای تو شود رهبر عشق

کز لعل لبت حکم جدید اهدا شد

در عرصه اقتصادی و سیاسی

حماسه ی اهل معرفت امضا شد


   نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1392  توسط خادمين شهدا 





 

                       

 مجری مراسم دکتر فرزاد جمشیدی ...               قاری بین اللملی مراسم  استاد جعفر فردی

 

حق بگیم امسال یادواره خیلی متفاوت بود از اولش که برو بچه های یادواره بدون هیچ گونه حاشیه همه کار کردند واز عید خودشان زدند تا مراسمی در خور و در شان کسانی برگزار کنند که نه که از عیدشون که از همه زندگیشون گذشتند تا الان ما کنار سفره هفت سین و در کنار خانواده هامون سال جدیدمان را به بهترین شکل و دور از هر گونه اضطراب و استرسی اغاز کنیم .

همه دیدیم و دیدید و دیدند که اطلاع رسانی یادواره امسال به بهترین شکل وبا وسعت هرچه تمام تر انجام شد . از زیر نویس های تلویزیون که از دو شبکه اول و سوم سیما و در ساعات پخش سریال ها انجام شد . تا پیامک هایی که برای اکثر قریب به اتفاق همشهریان و آن هم چند بار ارسال شد و اطلاعیه هایی که در سطح شهر و روستا پخش شد تا همه بدانند که روز دوم عید و از ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۷:۳۰ در مسجد روستای سینقان چه خبر است .

مراسم آغاز شد با اجرای مجری توانمند سیما دکتر فرزاد جمشیدی که در ادامه قرائت آیاتی چند از کلام الله مجید با قرائت قاری بزرگ کشورمان حاج جعفر فردی که انصافا نوای دلنشینش حال وهوای خاصی به مجلس داد مجلس رسما اغاز شد .

و در ادامه حاج آقا سید جعفر هاشمی با دعوت آقای جمشیدی و به رسم ادب و احترام چند دقیقه ای از حضور همه مردم ومسئولین بابت شرکت در این مراسم تقدیر و تشکر کرد .

در ادامه مراسم سخنران مراسم خطیب توانا حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا میر باقری با سخنان شیوای خود مراسم را اداره نمودند و مردم از سخنرانی استفاده اکمل را بردند .

اما پس از سخنرانی بود که با اجرای زیبای دکتر فرزاد جمشیدی که الحق والانصاف اطلاعات وسیع ایشان از شهدای روستا و از خانواده هاشون انسان را به شک و تردید می انداخت که ایشان شاید فرزند این روستا باشد و در هم آمیختن کلمات بسیار زیبا و در خور شان شهدامون با نام وصیت نامه هاشون و پخش مصاحبه تصویری از مادر شهید بی سر احمد کریمی مرحومه نصرت نباتی شانه های جمعیت را به لرزه انداخت . گریه امان خیلی ها را بریده بود. خیلی ها هرچه بغض در این سالها در سینه داشتند بیرون ریختند تا بغض ها به هق هق گریه تبدیل شود . و چه زیباست وقتی از خاطرات شهدا و از زندگی ساده خانواده هاشون برای مردم می گویی و چه زیبا ناگفته هایی از شهدامون گفته شد تا مراسم حال و هوای خاصی پیدا کند و این همه بغض بترکد با نوای دلنشین مداح اهل بیت حاج حمید رضا نیکدل که انصافا کسی نبود که در مجلس اشک نریزد .

مراسم تمام شد اما دکتر حرف زیبایی زد . چه خوب بود اگر در این مراسم ها به جای سخنان تکراری ،همرزمان شهدا از خاطراتشان با شهدا برای مردم بگویند . به خدا تاثیر آن خیلی زیادتر است تا یک مراسم خشک وبی روح آن هم برای عزیزانی که از زندگیشان گذشتند . وای کاش یکسری از مردم ما انصاف داشتند تا حداقل یک روز از ۳۶۵ روز سال را برای شهدا وقت بگذارند و لااقل در مراسم شهدا شرکت کنند .

منتظر عکس هامون از مراسم باشید


   نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1392  توسط خادمين شهدا 



یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

فقط چند روز دیگه تا شنیدن این دعای قشنگ مانده ----سال پیش چه کسایی کنارمون بودن والان نیستن پس لحظه لحطه های زندگیتون رو قدر بدونید دوستان

   نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند 1391  توسط خادمين شهدا 



وقتی مشکی مد باشه : خوبه
وقتی رنگ مانتو شلوار باشه :خوبه
وقتی رنگ عشقه :خوبه!
وقتی رنگ کت و شلوار باشه: با کلاسه!
وقتی لباس های شب تو مهمونی ها مشکی باشه باکلاسه!

اما

وقتی رنگ چادر من مشکی شد
بد شد!
افسردگی می آورد!
دنبال حدیث و روایت می گردند
که رنگ مشکی مکروهه!
مشکی تا جایی که برای لباس های شما بود خوب بود و باکلاس به ما که رسید بد شد
من و متهم می کنید به افسردگی به دل مردگی
و من توی زندگی دنباله لحظه ای هستم که افسردگی گرفتم به حکم شما!
چرا حجاب را مساوی با افسردگی می دانید!
دوست دارم چادر مد شود
مشکی رنگ عشق باشد
عشق به خدا بدون افسردگی!قشنگه

 


   نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آذر 1391  توسط خادمين شهدا 



بسم الله الرحمن الرحيمنام بلند مهدي زين‌الدين درسال 1338 در انبوه زمينيان درخشيد و هستي آسماني‌اش در خاك تجلي يافت. او در خانواده‌اي مذهبي و متدين متولد شد. با ورود به مدرسه و آغاز زندگي تازه، مهدي اوقا ت فراغتش را در كتاب‌فروشي پدر مي‌گذراند. مهدي در دوران تحصيلات متوسطه‌اش به لحاظ زمنيه‌هايي كه داشت با مسائل مذهبي و سياسي آشنا شد. در مسير مبارزات سياسي عليه رژيم پهلوي به دليل نپذيرفتن شركت اجباري در حزب رستاخيز از مدرسه اخرا ج شده بود، با تغيير رشته و عليرغم تنگنا و فشار سياسي تحصيل را ادامه داد و رتبه چهارم را درميان پذيرفته‌شدگان دانشگاه شيراز به دست آورد اما با تبعيد پدر به سقز از ادامه تحصيل منصرف شد و به شكل جدي‌تري فعاليت مبارزاتي را پي گرفت. پدر پس از زماني كوتاه به اقليد فارس تبعيد شد و دور از خانواده مدتي را در آنجا گذراند. با شروع مبارزات مردمي در سال 56 پدر مخفيانه به قم رفت و خانواده را نيز منتقل كرد. از آن پس مهدي به همراه پدر و جمعي ديگر در ساماندهي و پيشبردن انقلاب در شهر قم تلاشهاي بسياري كردند. با به ثمر رسيدن تلاشهاي جمعي و پيروزي انقلاب، مهدي ابتدا به جهاد سازندگي و سپس با تشكيل سپاه پا سداران به اين نهاد پيوست و پس از مدتي به عنوان مسؤول اطلاعات و عمليات سپاه پاسداران قم فعاليت‌هاي خود را ادامه داد. اين مسؤليت مقارن با توطئه‌هاي پيچيده و پي‌در‌پي ضد انقلاب بود كه او با توانايي، خلاقيت و مديريت بالايي كه داشت به بهترين شكل ممكن آنها را از سر گذراند و اين مر حله بحراني فعاليت سياسي را طي كرد. هنوز نخستين شعله‌هاي جنگ تحميلي بر افروخته نشده بود كه آقا مهدي با طي دوره آموزش كوتاه مدت نظامي همراه با يك گروه صد نفره عازم جبهه‌هاي نبرد شد و نخستين تجربه رويارويي مستقيم با دشمن را پشت سر گذاشت. او در طول دوران حضورش مسئوليت شناسايي يگانهاي رزمي، مسئوليت اطلاعات و عمليات قرارگاه نصر، فرماندهي تيپ علي بن ابيطالب (ع)،‌ فرماندهي لشگر خط شكن علي بن ابيطالب (ع) و فرماندهي لشگر 17 علي بن ابيطالب (ع) را بر عهده گرفت. سردار سرلشگر مهدي زين‌الدين در آبان ماه سال 1363 در حالي كه به همراه برادرش مجيد (مسئول اطلاعات و عمليات تيپ 2 لشگر علي بن ابيطالب) براي شناسايي منطقه عملياتي از باختران به سمت سردشت در حال حركت بود، با ضد انقلاب منطقه درگير و پس از سالهاي طولاني انتظار، كليد باغ شهادت را يافت و مشتاقانه به سرزمين‌هاي ملكوتي آسمان هفتم بال گشود. يادش گرامي و راهش پر رهرو باد.


   نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور 1391  توسط خادمين شهدا 



آخرين مطالب



مقام معظم رهبري

درباره ما ...
 
 
موضوعات
 
 
نويسندگان