۩ کبوتران خونین بال روستای سینقان ۩

این شهدا زنده هستند و در پیش خدای تبارک و تعالی "عند ربهم یرزقون" اند...حضرت امام خمینی (ره)

بزرگ مرد تاريخ

پيوند ها
 
لوگوي دوستان
گنجينه احاديث

جستجو گر گوگل


موضوع:
افسران - دلم تنگ شده...
fadaeiseyedali










دل دوبــاره عشــــق قسمت کرده است

یــــاد کاوه، یــــــاد همّـــت کـرده است



یـــاد ســـــــرداران بی سر کرده است

یــــاد بـــــدر و یـــاد خیــبر کرده است



یــــــاد مجـــنون و شلـمــچه کرده است

یـــــــاد غــــوغای حـــلبــچه کرده است



یــــاد فـــکّــه، یــاد مــهران کرده است

یــــاد نجــــوا های چــمران کرده است



یـــاد سـربنــدهای یا زهـــرا (س) بخیر

یـــــاد آن دل های چون دریـــــا بــــــخیر



یــــــــاد آن نـــام آوران بـــی ریـــــــــا

یـــاد آن جان بر کـــفان جبـــهـــــــه ها



یـــــاد ســـنگـــــــرهـــای تــوأم با صفا

نیــمـــه شبـــهــا ذکـــر حـــقّ، یاد خـدا



یــــاد ســــــرباز شــــــهید بی پـــلاک

یــــــاد آن تــن های افتـــاده به خـــاک

   نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392  توسط خادمين شهدا 



دیشب برای تو کمی ماتم نوشتم/
مرثیه‌ای با رنگ های غم نوشتم/
در انتهای آسمان هفت گانه/
نام تو و پرواز را با هم نوشتم/
نام تو را وقتی رسالت می کشیدی/
همسایه‌ی پیغمبر اکرم نوشتم/
وقتی نگاهم بر نجیبی تو افتاد/
مریم نوشتم باز هم مریم نوشتم/
آن تکه‌های زندگی معجرت را/
باور نمی کردم اگر مبهم نوشتم/
وقتی نگاه زخمی‌ات را می شمردم/
از پلک هایت چند تا را کم نوشتم/
همشیره خورشید ای خانم ببخشید!/
نامِ تو را با خطّ نا محرم نوشتم

افسران - دیشب برای تو کمی ماتم نوشتم...

   نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392  توسط خادمين شهدا 



موضوع:
افسران - اشکهای بابای من ...

   نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392  توسط خادمين شهدا 



زیر باران دوشنبه بعد از ظهر

اتفاقی مقابلم رخ داد

وسط کوچه ناگهان دیدم

زن همسایه بر زمین افتاد

سیب ها روی خاک غلطیدند

چادرش در میان گرد وغبار

قبلا این صحنه را...نمی دانم

در من انگار می شود تکرار

آه سردی کشید،حس کردم

کوچه آتش گرفت از این آه

و سراسیمه گریه در گریه

پسر کوچکش رسید از راه

گفت:آرام باش! چیزی نیست

به گمانم فقط کمی کمرم....

دست من را بگیر،گریه نکن

مرد گریه نمی کند پسرم

چادرش را تکاند، با سختی

یا علی گفت و از زمین پا شد

پیش چشمان بی تفاوت ما

ناله هایش فقط تماشا شد

صبح فردا به مادرم گفتم

گوش کن ! این صدای روضهء کیست

طرف کوچه رفتم و دیدم

در ودیوار خانه ای مشکی است

با خودم فکر می کنم حالا

کوچه ی ما چقدر تاریک است

گریه،مادر،دوشنبه،در،کوچه

راستی! فاطمیه نزدیک است


   نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1392  توسط خادمين شهدا 









این عید، به نورِ فاطمیه زیباست...

روزیِ تمامِ سالِ من با زهراست...


با بردنِ نامِ فاطمه فهمیدم...


سالی که نکوست، از بهارش پیداست...


   نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1392  توسط خادمين شهدا 



موضوع:

جانم به فدای تو شود رهبر عشق

کز لعل لبت حکم جدید اهدا شد

در عرصه اقتصادی و سیاسی

حماسه ی اهل معرفت امضا شد


   نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1392  توسط خادمين شهدا 





 

                       

 مجری مراسم دکتر فرزاد جمشیدی ...               قاری بین اللملی مراسم  استاد جعفر فردی

 

حق بگیم امسال یادواره خیلی متفاوت بود از اولش که برو بچه های یادواره بدون هیچ گونه حاشیه همه کار کردند واز عید خودشان زدند تا مراسمی در خور و در شان کسانی برگزار کنند که نه که از عیدشون که از همه زندگیشون گذشتند تا الان ما کنار سفره هفت سین و در کنار خانواده هامون سال جدیدمان را به بهترین شکل و دور از هر گونه اضطراب و استرسی اغاز کنیم .

همه دیدیم و دیدید و دیدند که اطلاع رسانی یادواره امسال به بهترین شکل وبا وسعت هرچه تمام تر انجام شد . از زیر نویس های تلویزیون که از دو شبکه اول و سوم سیما و در ساعات پخش سریال ها انجام شد . تا پیامک هایی که برای اکثر قریب به اتفاق همشهریان و آن هم چند بار ارسال شد و اطلاعیه هایی که در سطح شهر و روستا پخش شد تا همه بدانند که روز دوم عید و از ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۷:۳۰ در مسجد روستای سینقان چه خبر است .

مراسم آغاز شد با اجرای مجری توانمند سیما دکتر فرزاد جمشیدی که در ادامه قرائت آیاتی چند از کلام الله مجید با قرائت قاری بزرگ کشورمان حاج جعفر فردی که انصافا نوای دلنشینش حال وهوای خاصی به مجلس داد مجلس رسما اغاز شد .

و در ادامه حاج آقا سید جعفر هاشمی با دعوت آقای جمشیدی و به رسم ادب و احترام چند دقیقه ای از حضور همه مردم ومسئولین بابت شرکت در این مراسم تقدیر و تشکر کرد .

در ادامه مراسم سخنران مراسم خطیب توانا حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا میر باقری با سخنان شیوای خود مراسم را اداره نمودند و مردم از سخنرانی استفاده اکمل را بردند .

اما پس از سخنرانی بود که با اجرای زیبای دکتر فرزاد جمشیدی که الحق والانصاف اطلاعات وسیع ایشان از شهدای روستا و از خانواده هاشون انسان را به شک و تردید می انداخت که ایشان شاید فرزند این روستا باشد و در هم آمیختن کلمات بسیار زیبا و در خور شان شهدامون با نام وصیت نامه هاشون و پخش مصاحبه تصویری از مادر شهید بی سر احمد کریمی مرحومه نصرت نباتی شانه های جمعیت را به لرزه انداخت . گریه امان خیلی ها را بریده بود. خیلی ها هرچه بغض در این سالها در سینه داشتند بیرون ریختند تا بغض ها به هق هق گریه تبدیل شود . و چه زیباست وقتی از خاطرات شهدا و از زندگی ساده خانواده هاشون برای مردم می گویی و چه زیبا ناگفته هایی از شهدامون گفته شد تا مراسم حال و هوای خاصی پیدا کند و این همه بغض بترکد با نوای دلنشین مداح اهل بیت حاج حمید رضا نیکدل که انصافا کسی نبود که در مجلس اشک نریزد .

مراسم تمام شد اما دکتر حرف زیبایی زد . چه خوب بود اگر در این مراسم ها به جای سخنان تکراری ،همرزمان شهدا از خاطراتشان با شهدا برای مردم بگویند . به خدا تاثیر آن خیلی زیادتر است تا یک مراسم خشک وبی روح آن هم برای عزیزانی که از زندگیشان گذشتند . وای کاش یکسری از مردم ما انصاف داشتند تا حداقل یک روز از ۳۶۵ روز سال را برای شهدا وقت بگذارند و لااقل در مراسم شهدا شرکت کنند .

منتظر عکس هامون از مراسم باشید


   نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1392  توسط خادمين شهدا 



آخرين مطالب



مقام معظم رهبري

درباره ما ...
 
 
موضوعات
 
 
نويسندگان